محمد تقي جعفري

29

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ميشوند و اگر ملاك احتياج را آگاهى به آن بدانيم ، و بگوييم : آن قسم از احتياجات بايد مورد اهميت قرار بگيرد ، كه خود انسان آن را بعنوان احتياج بپذيرد . پاسخ اين مسئله روشنتر از آن است كه نيازى به بسط و تفضيل داشته باشد . همين مقدار توجه كافى است كه اگر اكثريت انسانها از احتياجات واقعى خود اطلاع داشتند و آنها را نمىشناختند و در صدد رفع آنها برمىآمدند ، نه تنها دردهاى جانگزاى بشرى بطور بسيار چشمگير تقليل مىيافت ، بلكه تاريخ طبيعى ما انسانها مبدل به تاريخ انسانى مىگشت . هيچ ترديدى نمىتوان داشت در اين كه اطلاع حقيقى از موارد نيازمندى و بىنيازى يكى از اساسىترين علامات موفقيت در زندگى است . اگر بشر ديروزى و گردانندگان جوامع مىدانستند كه احتياج انسانها به دين و اخلاق و بطور كلى به معنويات ، يك تخيل بىاساس نبوده و بلكه براى يك « حيات معقول » ضرورى مىباشد ، گرفتار آن همه نابسامانىهايى كه [ فقط تخدير آنها را مىتواند بپوشاند ] نمىگشتند . همواره جامعه شناسان بىغرض و پاكدل بدون مسامحه در كشف علل آن نابسامانى تلاش مىكنند ، ولى نمىتوانند از عهدهء شناخت آن علل برآيند ، معلول همين مسئله است كه ما مطرح كرده‌ايم ، يعنى آنان آن اهميت شايسته را كه براى كشف نيازهاى اولى و ثانوى بشر لازم است از خود نشان نمىدهند . در صورتى كه اين كشف براى تنظيم و اصلاح حيات ما از حياتىترين اهميت برخوردار است . و آنگهى اين نكته را نبايد فراموش كنيم كه تنها كشف و دانستن نيازمنديها و بىنيازىهاى هم كفايت نمىكند ، بلكه بهر وسيله ايست بايد به آن مردمى كه از دو پديدهء مزبور ( نيازمندىها و بىنيازيهاى خود ) اطلاعى دارند و اهميت آن را نمىدانند ، حياتى بودن تطبيق زندگى با آن دو پديده گوشزد شود و مقامات مديريت تا آنجا كه مىتوانند وسائل تنظيم حيات مردم جامعه را با توجه به آن دو پديده آماده بسازند . ناملائمات و ناگواريهايى كه بشر از بىتوجهى به مسئله نيازمنديها و بىنيازىهاى